مسابقه دو ارمیتژلوب

نام مسابقه : Eremitageløbet
مکان : Park Eremitagesletten
زمان : October 8 – 2017

همونطور که تو پست مربوط به آمادگی برای ماراتن بارسلون نوشتم، یکی از مسابقه هایی که تصمیم گرفتم توش شرکت کنم، مسابقه دوی ۱۳.۳ کیلومتر تو پارک گوزن ها بود. اسم این مسابقه Eremitageløbet بود و به قولی اولین مسابقه دو همگانی تو دانمارک بوده که مردم عادی می تونستن توش ثبت نام کنن و شرکت کنن. اولین دوره این مسابقه تو سپتامبر سال ۱۹۶۹ بوده و از اون موقع هر سال داره برگزار می شه و امسال ۴۹ امین دوره اش بود. مسافت این مسابقه ۱۳.۳ کیلومتر بود  و مسیر غیر مسطحی داشت.

مسابقه ساعت ۱۱ شروع می شد و محل مسابقه برخلاف بقیه مسابقه هایی که تا اون زمان تو کپنهاگ داشتم از خونه و محل کارم خیلی فاصله داشت، خوبیه ساعت ۱۱ اینه که با خیال راحت می تونستم اوت میل صبحانم و بخورم و بدنم فرصت کافی برای جذب کربوهیدرات و تبدیلش به انرژی برای مسابقه داشته باشه. ساعت ۹ از خونه راه افتادم و تقریبا ساعت ۱۰ تو محل مسابقه بودم، هوا همون طور که تو عکس زیر معلومه نیمه ابری و خنک بود و مسیر مسابقه هم خوشبختانه خشک بود و همه چی برای یه مسابقه خوب آماده به نظر می رسید. از اونجایی که مسیر ۱۳ کیلومتر خیلی مسیر کوتاهی بود، تنها چالشی که برای خودم در نظر گرفته بودم حفظ کردن سرعتم تو تمام طول مسیر بدون در نظر گرفتن سربالایی ها و سرپایینی های مسیر بود. در واقع باید می دیدم ماهیچه ها و تاندون های که همیشه تو سطح صاف دویده بودن، وقتی مجبور میشن ۱ کیلومتر و تو شیب تند سربالا یا سرپایین بدوان چه عکس العملی نشون می دن. همینطور باید حواسم رو به ضربان قلبم هم جمع می کردم که تو سربالایی های طولانی خیلی بالا نره. همینطور تو سرپایین ها نباید زیادی تند دوید، چون هم ضربان قلب بی جهت بالا میره و هم برای زانوها خیلی ضرر داره. خلاصه همه چیز جنبه امتحان و آزمایش داشت. تو مسابقه هایی که جنبه امادگی داره مهمترین چیزی که باید در نظر گرفت، دوری از آسیب دیدگیه. اصلا تو این مسابقه ها نباید فشار تمرینی به بدن آورد، به اندازه کافی تو تمرینها میشه این کارو کرد. بخصوص که معمولا مسیر مسابقه ها مسیر آشنایی نیست و چاله چوله های مسیرو نمی شناسیم. برخلاف مسیر های تمرینی که خیلی باهاشون آشنایی داریم.

Eremitagesletten.jpg

چون یکمی سردم شده بود، ۴۵ دقیقه مونده به شروع مسابقه یه قهوه خریدم و با شکلات انرژی که با خودم برده بودم خوردم. از نمایشگاهی هم که برپا کرده بودن یه دستکش دو که تخفیف خوبی خورده بود به قیمت ۱۰۰ کرون، تقریبا ۶۰ هزار تومان خریدم و دستم کردم. بعدش حرکات کششی و نرمش و گرم کردن بدن و تقریبا برای نیم ساعت انجام دادم و حسابی گرم و اماده شدم، یه ربع مونده به ساعت ۱۱ بلند گو اعلام کرد که به خط شروع بریم. تقریبا ۹ هزار نفر تو این مسابقه شرکت کرده بودن و برگزار کننده ها برای اولین بار تو این سری مسابقه، مثل دو های ماراتن و نیمه مارتن خط شروع رو بر اساس سرعت تخمینی رده بندی کرده بودن، که با در نظر گرفتن باریک بودن راه ، خیلی کار خوبی بود.

با وجودی که مسیر مسابقه خیلی طولانی نبود ولی دونده های زیادی این مسابقه رو خیلی جدی گرفته بودن و برای بهتر کردن رکوردشون توش شرکت کرده بودن، «عبدی اولاد» بهترین دونده ماراتن دانمارک که اصلیت سومالیایی داره هم تو این مسابقه شرکت کرده بود. یادمه تو یکی از پست ها گفته بودم که بهترین دونده های ماراتن اگر مسابقه ای باشه که با برنامه تمرینیشون هماهنگ باشه سعی می کنن توش شرکت کنن.

راس ساعت ۱۱ مسابقه برای دونده های الیت شروع شد و یک دقیقه بعدش هم بوق شروع مسابقه برای بقیه دونده ها زده شد. بخاطر جمعیت زیاد چهار دقیقه ای طول کشید تا من از خط شروع بگذرم و رسما کار خودمو تو ساعت ۱۱:۰۵:۳۱ شروع کنم.

مسیر مسابقه خیلی قشنگ بود و از لابلای درختای پاییزی شده می گذشت. بعد از ۴ کیلومتر درختا تموم شد و یه دشت بزرگ رسیدیم، که از شانس خوب من چند تا گوزن هم تو مسیر دیدم، برام جالب بود که با دیدن اون همه ادم که از جلوشون می دوییدن ، نمی ترسیدن و فرار نمی کردن، و همینطور با تعجب به آدما خیره شده بودن.

تو دو قسمت مسیر، سربالایی طولانی و مشخصی داشتیم. اولی بین کیلومتر سوم  تا پنجم بود و دومی بین کیلومتر هشتم تا یازدهم که واقعا نفس گیر بودن. تو این دو قسمت تقریبا نگاهم و از رو ساعت بر نمی داشتم تا سرعت لحظه ایم رو بتونم ثابت نگه دارم. و خوشبختانه موفق هم شدم. تو نمودار زیر این مورد با خطهای زرد و سفید مشخصه. خط سفید تغییر ارتفاع مسیر یا همون سربالایی ها و سرپایین ها رو نشون می ده و خط زرد سرعت دویدن منه. که تقریبا ثابت مونده. او قسمتی که تو دقیقه ۵۲ خط زرد شکسته شده، ایستگاه آب تو مسافت ۱۰ کیلومتره که برای ۳۰ ثانیه بخاطر برداشتن لیوان آب سرعتم کند شده. خوشبختانه در کل مسیر اتفاق بدی پیش نیومد و هوا هم کمی گرم تر شده بود تا جاییکه اصلا به دستکش نیازی نداشتم ولی بخاطر اینکه اذیت کننده نبود، درشون نیووردم.

EremitagePerformance.jpg

بعد از گذشتن از خط پایان مثل بیشتر مسابقه ها ایستگاه های میوه و آب برقرار بود و من چند تا لیوان آب خوردم و دو تا سیب. کلا مزه سیب و خیلی برای بعد از تمرین و دویدن دوست دارم، و بخصوص که این سیب ها از اون سیب قرمزهایی بود که توش هم قرمزه و کمی مزه ترش داره.

در مجموع خیلی تجربه خوبی بود و تونسته بودم  مسیر غیر هموار ۱۳.۳ کیلومتری رو تو زمان ۱ ساعت و ۸ دقیقه و ۵۷ ثانیه تموم کنم، چیزی که خیلی برام جالب و خوشحال کننده بود این بود که تو ۵ کیلومتر اول و دوم و سه کیلومتر آخر، سرعت متوسطم تقریبا ثابت بوده و به ترتیب ۵:۱۱ ، ۵:۱۳ و ۵:۱۰ دقیقه برای هر کیلومتر بوده.

EremitageResult.jpg

نتیجه ای که از این مسابقه گرفتم این بود که حتما برای آمادگی مسابقه ماراتن بارسلون، باید یکی دو تا از تمرینای مسافت طولانیم رو تو این پارک انجام بدم و برای مسیرای غیر همسطح و طولانی اماده بشم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s