شروع دوباره

restarting

بعد از گذشت تقریبا دو سال از اولین تجربه دویدن، دوباره فکر دویدن افتاد تو سرم، ولی اینبار نه مسابقه ای در کار بود نه انگیزه های جانبی. بهار امسال (سال ۹۶) اتفاقات عجیب زیادی تو زندگی شخصیم افتاد که یکی از اثرات اون پرداختن به سبک زندگی سالم بود، هم از نظر رژیم غذایی و هم از نظر فعالیت بدنی .

بعد از گذشت نزدیک به سه سال از مهاجرت به دانمارک وضعیت بدنی من طوری شده بود که طبق معیار «شاخص توده بدنی»¹ تو محدوده اضافه وزن بودم (قد من ۱۷۲ سانتیمتره و وزنم در او زمان به ۷۸.۵ کیلوگرم رسیده بود) ، – البته این شاخص توده بدنی یکی از ابتدایی ترین و ضعیف ترین شاخص های اندازه گیری وضعیت جسمیه و خیلی نمی تونه معیار مناسبی برای اندازه گیری باشه – ، این بار دویدن برای من تبدیل شد به یک ابزار جهت کم کردن وزنم. در کنار دویدن حواسم رو حسابی به چیزایی که می خوردم هم جمع کردم و یه برنامه ای برای خودم در نظر گرفتم که مقدارکالری که در روز می گیریم کمتر از ۱۵۰۰ کیلوکالری باشه، می دونم الان با خودتون می گین این مقدار کالری دیوونگیه و خیلی سخته، و اصلا مناسب سبک زندگی ورزشکاری نیست، ولی هدف من او موقع فقط کم کردن وزنم تو یه بازه کوتاه مدت یکی دو ماهه بود تا بتونم کیفیت دویدن خودم رو بهتر کنم، آخه با وزن بالا دویدن طولانی زیاد برای قلب و مفاصل زانو خوب نیست، مخصوصا برای یه تازه کار که خیلی به تکنیک های دویدن آشنا نیست.

تنیجه خیلی عالی بود، تو سه هفته (با هفته ای سه جلسه دویدن) تونستم وزنم رو ۶ کیلوگرم کم کنم و این خیلی برام جذاب بود. اینکه تو کوتاه مدت نتیجه تلاشتو ببینی برای من فوق العاده است، شخصیت من کلا اینطوریه که باید از یه چیزی زود نتیجه بگیرم وگرنه خیلی حال و حوصله وقت صرف کردن برای اون مورد را ندارم. این نتیجه گرایی باعث شد که کم کم به دویدن علاقه مند شم و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم، دیگه یواش یواش دویدن از یه ابزار به یه هدف تبدیل شد. هر جلسه که چند صد متر بیشتر از دفعه قبل می دویدم برام یه دستاورد بزرگ بود. این طور شد که از خوندن مطالب تخصصی در زمینه دویدن، برنامه های تمرینی ورزشی ، رژیم غذایی سالم و کامل و کلا مطالب مربوط به اینها خیلی خیلی هیجان زده می شدم و سعی می کردم هر چیزی رو که یاد می گیرم امتحان کنم و نتیجه رو با قبل مقایسه کنم.  در مجموع همه اطلاعاتی که بدست می آوردم و نتیجه ای که از استفاده از اونها می گرفتم کاملا برام ملموس بود و بیشتر وبیشتر من رو به راهی که در پیش گرفته بودم امیدوارتر و مطمین تر می کرد.

فکر کنم خوب باشه که یک نگاهی به چندتا از جلسه های دویدنم تو اون دوره بندازیم؛ همونطور که تو عکس زیر می بینین تو شروع این دوره ، سرعت دویدن من از آخرین مسابقه ای که دوسال پیش توش شرکت کردم کندتره، سرعت متوسط ۸.۳ کیلومتر در ساعته برای مسافت ۵ کیلومتر. که اصلا سرعت خوبی نیست ولی برای شروع قابل قبوله.

2017-03-27

اینجا می تونین ببینین که بعد از یک ماه برای مسافت ۶ کیلومتر تونستم سرعت متوسط رو به ۹.۱ کیلومتر در ساعت برسونم که بدک نیست.

2017-04-26

و سه روز بعد تونستم مسافت ۸.۳ کیلومتر رو تو۵۷ دقیقه بدوام، سرعت متوسطم دوباره کند شده، ۸ کیلومتر در ساعت ولی با در نظر گرفتن مسافت طی شده خیلی نا امید کننده نیست.

2017-04-29

یکی از نکته های خیلی خیلی مهمی که یاد گرفتم این بوده که درسته همیشه می گن دو ورزش مادره و از این جور حرفا ولی هیچ ورزشی به تنهایی کامل نیست و بهترین نتیجه رو وقتی می گیریم که ورزش تخصصی و مورد علاقه مون رو با بدنسازی تخصصی اون ورزش یا حداقل با ورزش دیگه ای تکمیل کنیم، برای همین من هم رفتم سراغ تمرینات کراس فیت² و هفته ای دو جلسه تو کلاس هایی که تو باشگاه محل کارم برگزار می شد شرکت کردم.

برای بهتر دویدن و کمتر در معرض صدمات ورزشی قرار گرفتن نه تنها احتیاج به پاهای قوی داریم بلکه عضلات قسمت میانی بدن³  هم باید قوی و کارا باشن، هر چی عضلات میانی بدن شما قوی تر باشن ، مکانیک بدن شما بهتر عمل می کنه و تو دویدن های طولانی خودش رو نشون می ده، دقت کنین که قوی بودن عضلات اصلا ربطی به سایز اونها نداره و این رو با بزرگ بودن عضلات اشتباه نگیرین، عضلات باید استقامت بالایی داشته باشن و بتونن یه کار یکنواخت رو برای مدت طولانی انجام بدن، برای همین از وازه مکانیک بدن استفاده کردم. بعدا تو پست های دیگه بیشتر راجع به این مورد صحبت می کنیم.

برگردیم سر موضوع این پست، نتیجه همه این کارها فوق العاده بود، همونطور که اینجا می بینین بعد از سه هفته تمرینات ترکیبی (دویدن و کراس فیت) تونستم مسافت طی شده ام رو به ۹.۵ کیلومتر برسونم و البته با سرعت متوسط ۸.۷ کیلومتر در ساعت ولی باید اعتراف کنم که دویدن این مسافت برام به مراتب راحتتر از قبل شده بود (اینجا جای خالی ضربان قلب، تو این گزارش ها به چشم میاد). چرا که تو دو روز پشت سر هم تونستم هر روز ۹.۵ کیلومتر رو بدوام.

2017-05-07

در کنار اینکه دویدن و پیشرفت کردن تو دو به تنهایی برام جالب و انگیزه خوبی بود ولی برای خودم جایزه در نظر گرفتم که هر وقت تونستم مسافت ۱۰ کیلومتر رو بدون توقف بدوام، یک ساعت ورزشی جی پی اس دار که حسگر ضربان قلب داشته باشه بخرم اگرچه می تونستم ساعت رو تهیه کنم و بعدا ۱۰ کیلومتر رو بدوام ولی به دلایل مختلف این کارو نکردم. و بالاخره اواخر اردیبهشت تونستم به مسافت ده کیلومتر بدون توقف برسم.

2017-05-16

این تقریبا آخرین گزارشیه که با اپلیکیشن موبایل تهیه شده، چون از اون موقع به بعد دیگه از ساعت استفاده کردم و سبک تر دویدم، عکسی که بالای این پست می بینین، مال بعد از تهیه جایزمه که برای خودم گرفتم، چیز دیگه ای که تو این عکس واضحه اینه که درسته وزنم به ۷۲ کیلوگرم رسیده ولی هنوز برای یه دونده مسافت طولانی زیاده.

¹ : BMI (body mass index)

² : CrossFit

³ : Core ( in anatomy domain)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s